دربارهی مفهوم «مشروعیت»
«مشروعیت» مقبولیت یا شایستگی یک حکمران یا یک رژیم سیاسی در نزد اتباعش است. مشروعیت یکی از مسائل محوری سیاست است و آن را میتوان بسان یک تصویر آینهای از اجبار یا رضایت سیاسی نگریست. در بخش اعظم تاریخ بشر، ادعای مشروعیت حکمرانی بر مبانی دینی، سنتی یا موروثی استوار بوده است. لیکن از قرن شانزدهم بهاینسو، نظریهی سیاسی به دنبال یک بنیاد سکولار و عقلانی برای مشروعیت گشته است. دو رویکرد گسترده در این زمینه رواج داشته است. نظریههای قرارداد اجتماعی—همچون نظریههای توماس هابز، جان لاک و ژانژاک روسو—در پی اثبات این مطلب بودهاند که دولت ضرورتی است که مردم در مقطع زمانیای در گذشته بهنحو بالفعل یا مشروط رضایت خود را نسبت به آن اعلام داشتهاند. مادامی که رژیم سیاسی تعهدات طرف خود در قبال قرارداد را محترم بشمارد، رژیم مشروع است. نظریههای دیگر یک «معیار عملکردی» را وضع کردهاند و استدلالشان این است که دولت مشروع است مادامی که سطح مشخصی از امنیت، عدالت، آزادی، رونق و دیگر آرمانهای سیاسی را تأمین کند.
این نظریههای هنجاریِ مشروعیت را باید از نظریههای اجتماعی مشروعیت متمایز کرد. نظریههای اجتماعی مشروعیت در پی تبیین این موضوع هستند که چرا و تحت چه شرایطی مردم یک رژیم سیاسی را بسان یک رژیم مشروع ادراک میکنند. در اینجا موازین اخلاقی انتزاعی مشروعیت جای خود را به یک فرایند تجربی «مشروعیت» میدهند. طلایهدار این رویکرد ماکس وبر بود. او میان سه شکل از اقتدار عمومی تمایز قائل بود: اقتدار سنتی که ریشه در باورها و رسومی دارد که بخشی از نظم طبیعی جامعهاند؛ اقتدار کاریزماتیک که در آن پیروان مجذوب تواناییها و شخصیت رهبر میشوند؛ و اقتدار عقلانی-قانونی که مبتنی بر قواعد یا قوانین صریح است و جامهی دیوان ها و مناصب را بر تن میکند.
بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی برای سنجش و تبیین رفتار سیاسی از فهم غیرارزشی ماکس وبر پیروی کردهاند، اما برخی دیگر همچون یورگن هابرماس کوشیدهاند رویکرد وبر را با موازین هنجاری دیگری تلفیق کنند، موازینی که جوامع غربی ناگزیرند آنها را رعایت کنند. هابرماس در کتاب «بحران مشروعیت» (1976) مشروعیت را در برابر انتظارات فزایندهی شهروندان میسنجد. شکست دموکراسیها در برآوردهکردن این انتظارات، مطالبه برای دموکراتیزهکردن بیشتر زیست عمومی را ایجاب میکند.
ترجمه از
Calhoun, Craig, 2002, Dictionary of the Social Sciences, Oxford University Press, p. 268.
کلمات کلیدی: مشروعیت، ماکس وبر، هابرماس